تبليغاتX
ღسرزمین مهر و عدالتღ

 

 

 

 

شب است و آسمان لبریز مهتاب

تمام شهر در گهواره ی خواب

دوباره سایه ای در کوچه جاری است

به جز او هیچ کس در کوچه ها نیست

گرفته کیسه ای بر روی شانه

دوباره می برد خانه به خانه

دو دستش پر ز عطر خوب یاسند

شب و مهتاب او را می شناسند

به چشمانش گل مهتاب پیداست

دل پهناورش مانند دریاست

علی(ع)  در کوچه های شب روان است

در هر خانه ای یک قرص نان است

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390ساعت 10:33 PM  توسط سمیرا وحدانی  | 

 

حكومت على عليه السلام كه حكومت «عدل» بود، در حد شعار و تبليغات دور نمى‏زد و

 براى زمينه چينى و حيف و ميل‏هاى بيشتر كه امروز در سطح جهان و بين الملل معمول

است نبوده است، بلكه وى در عمل براى جهان و انديشمندان روشن ساخت كه در زعامت

آن حضرت حتى يك نفر يتيم، خود را بى‏پناه ندانسته، و با درگذشت پدر مستقيما تحت

نظارت «ولى امر» و جانشين به حق انبياء و اولياء قرار گرفته، و آن چنان مورد لطف

 و عنايت مولايش قرار مى‏گيرد، كه ديگران در آن عصر آرزوى يتيمى مى‏كردند.

«ابوالطفيل» مى‏گويد: على عليه السلام در دوران حكومت خويش افراد مستمند و بى‏نوا را

مورد عنايت قرار مى‏داد، روزى او را مشاهده كردم كه بچه‏هاى يتيم و بى‏سرپرست را به

دور خود فراخوانده، ناگاه تمام يتيمان را جمع كرده، و سفره مناسبى بازكرد، و «عسل»

 و ساير نيازمندى‏ها را دور هم چيد، و لقمه‏هاى لذيذ و عسلى بر دهان آنان گذاشت، و اين

منظره آن چنان مؤثر و جالب بود كه بعض اصحابش گفتند:

«لوددت انى كنت يتيما» (بحار الانوار، ج  ۴۱، ص ۲۹ )

اى كاش من هم يتيم بوده، و اين چنين مورد الطاف على قرار مى‏گرفتم .

و در اين مورد على عليه السلام مى‏فرمايند:

«انا الهادى، انا المهدى، انا ابواليتامى و المساكين، و زوج الارامل، و انا ملجأ

كل ضعيف، و مأمن كل خائف» (محجة البيضاء ، ج ۴ ، ص  ۲۰۴)

 من هادى مردم و هدايت يافته خدايم، من پدر يتيمان و بى‏چارگانم، من سرپرست زنان

 بيوه و پناهگاه ضعفاء و اميد و پشتوانه ستمديدگانم.

و در مورد يتيمان به پيروان امت اسلامى سفارش مى‏كنند:

«بروا ايتامكم، و واسوا فقرائكم، و ازافوا بضعفائكم»

(غرر الحكم ، ص ۳۴۴ ،ش ۲۸ )

به يتيمان اجتماع نيكى، و به فقراء خود مواسات، و به گروه ناتوان محبت نمائيد.

 

و در آخرين وصيت‏هايش كه پس از ضربت مسموم «ابن ملجم مرادى» لعنة الله عليه

صورت مى‏گرفت فرمودند:

«الله الله فى الايتام، فلا تغبوا افواههم و لا يضيعوا بحضرتكم»

( نهج البلاغه ،  نامه ۴۷ ،ص ۹۷۷ )

 شما را به خدا يتيمان خود را فراموش نكنيد، دهان‏هاى آنان را در انتظار غذا قرار

 ندهيد، مواظب باشيد كه آنان گرسنه نمانند و حقوقشان با وجود شما تباه نگردد.

اين احاديث حاكى است كه اميرالمؤمنين در قول و عمل به فكر يتيمان بود، و جاى خالى

 پدران را بر آنان پر مى‏كرد، و نمى‏گذاشت هيچ فرزند يتيمى با فقدان والدين خود احساس

 نياز و سرپرست نمايد . بلكه وضع اين گروهها بهتر از ديگران مى‏گرديد. تا جايى كه

 مقام و موقعيت اجتماعى آنان در حكومت علوى مورد غبطه و آرزوى ساير مردم قرار

 مى‏گرفت.

از سوى ديگر على عليه السلام به ساير مردم نيز سفارش آنان را مى‏فرمود و يک

 موقعيت بى‏نظير در اجتماع برايشان فراهم مى‏ساخت، و هنگام شهادت نيز اين مسئوليت

الهى را فراموش ننموده، و نيكى به آنان را براى پيروان خود توصيه فرمودند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 0:35 AM  توسط سمیرا وحدانی  | 

 

 استاد شهيد مطهرى(رحمه الله) مى فرمايد: كلمه «عدل» در مجموع چهار معنا و يا

چهار مورد استعمال دارد:


 الف) موزون بودن كه نقطه مقابل ظلم نيست بلكه بى تناسبى است.


ب) تساوى و نفى هر گونه تبعيض


ج) رعايت حقوق افراد و عطا كردن به هر ذى حق، حق خودش را


د) رعايت استحقاق ها در افاضه وجود و امتناع نكردن از افاضه و رحمت به آن چه

 امكان يا كمال وجود دارد.بنابراين، «عدل» معنا و مفهوم وسيعى دارد.


 «عدل» همان قانونى است كه تمام نظام هستى بر محور آن مى گردد، آسمان و زمين و

 همه موجودات با عدالت بر پا هستند.


پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)مى فرمايد:

 «بالعدل قامت السماوات و الارض»

آسمان ها وزمين به واسطه «عدل» بر پا است


به تعبير ديگر، «عدل» به معناى واقعى كلمه آن است كه هر چيزى در جاى خود باشد،

 پس هر گونه انحراف، افراط، تفريط، تجاوز از حد، تجاوز به حقوق ديگران و...

بر خلاف اصل عدل است.


خداوند متعال در آيات متعددى بر رعايت اين اصل تأكيد دارد: 
 

« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الاِْحْسَـنِ وَ إِيتَآىِ ذِى الْقُرْبَى وَ يَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ

 وَالْمُنكَرِ وَ الْبَغْىِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُون » (نحل، ۹۰)

 خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزديكان مى دهد و از فحشاء و منكر و ظلم و

 ستم نهى مى كند، خداوند به شما اندرز مى دهد شايد متذكر شويد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 11:58 PM  توسط سمیرا وحدانی  | 

 

قرآن به خاطر اهمیتی که مقام قضاوت دارد  دادرسان  دادگاه ها را به طور کلی موردخطاب

 

قرار می دهد  و می گوید :

 

 « واذا  حکمتم بین الناس ان تحکموا  بالعدل» (نساء  آیه۵۸)   

                         

هرموقع میان مردم  داور ی کردید  بر اساس دادگری داوری بفرمائید

 

در جای دیگر  یکی از داوران  بزرگ  تاریخ  را که در  طول زندگی  مبداء

 

 شگفت انگیز ترین داوری ها بوده است  مورد خطاب  قرار می دهد  و به او  دستور

 

 می دهد که به  حق که  جدا از عدالت  نیست  داوری  کند  و  می فرماید :

 

« یا داود  انا جعلناک  خلیفه فی الارض  فاحکم  بین الناس بالحق و

 

لا تتبع الهوی فیضلک عن  سبیل الله »   آیه۲۶) 

 

 ای داود  ما ترا جانشین خود در روی زمین قرار دادیم  میان مردم بر اساس حق داوری کن

 

و از هوی  و هوس  پیروی منما  مبادا ترا   از  راه خدا  باز دارد

 

مقصود از حق  در آیه همان  واقع بینی  و  رعایت  حقوق افراد  و پیراستگی ازهر

 

 نوع خودخواهی است  و رعایت  حق  به این  معنی  جدا از  عدالت نیست .

 


برگرفته شده از کتاب منشور جاوید قران نوشته استاد جعفر سبحانی ص۱۵۹

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 11:34 PM  توسط سمیرا وحدانی  | 

 

علي‌(ع) در محضر قاضي شاكي‌ شكايت‌ خود را به‌ خليفة‌ مقتدر وقت‌، عمربن‌الخطاب‌،

 

 تسليم‌ كرد. طرفين‌ دعوا بايد حاضر شوند و دعوا طرح‌ شود. كسي‌ كه‌ از او شكايت‌ شده

 اميرالمؤمنين‌ علي‌بن‌ ابيطالب‌، عليه‌السلام‌، بود. عمر هر دو طرف‌ را خواست‌ وخود

 

در مسند قضا نشست‌. طبق‌ دستور اسلامي‌، دو طرف‌ دعوا بايد پهلوي‌ يكديگر بنشينند

 

 و اصل‌ تساوي‌ در دادگاه‌ رعايت‌ شود. خليفه‌ مُدّعي‌ را به‌ نام‌ خواند، و امر كرد روبروي‌

 

قاضي‌ بايستد. بعد رو كرد به‌ علي‌ و گفت‌: « يا اباالحسن‌ پهلوي‌ مُدّعي‌ خودت‌ قرار بگير.»

 

 با شنيدن‌ اين‌ جمله‌، چهره‌ علي‌ درهم‌ رفت‌ و آثار ناراحتي‌ در قيافه‌اش‌ پيدا شد. خليفه

 

گفت‌: «تمايلي‌ به‌ ايستادن‌ در كنار شاكي‌ خود نداري‌؟.» فرمود:«ناراحتي‌ من‌ از اين‌ نبود

 

 كه‌ بايد كنار شاكي‌ خود بايستم‌، برعكس‌؛ ناراحتي‌ مناز اين‌ بود كه‌ تو كاملاً  عدالت‌ را

 

 مراعات‌ نكردي‌، زيرا مرابا احترام‌ نام‌ بردي‌ وگفتي‌:«يا اباالحسن‌»، اما طرف‌ مرا

 

به‌ همان‌ نام‌ عادي‌ خواندي‌. علّت‌ تأثر و ناراحتي‌ من‌ اين‌ بود

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 11:11 PM  توسط سمیرا وحدانی  | 

 همان طور که توحید با تمام  شاخه های خود  زیر بنای تمام اصول  و فروع  اسلامی

 

است  و  وجود  آن در تمام عقاید  و  وظایف فردی و اجتماعی دیده می شود همچنین

 

 موضوع عدل  و  اعتدال  به معنی  وسیع  زیر بنای  تمام تکایف  فردی و اجتماعی

 

 ما است به گونه ای که اثر  آن در بسیاری ازاندیشه های اسلامی ودستورهای دینی

 

مشاهده  می شود. از این جهت باید  توحید وعدل را رکن مهم برای دستورهای فردی

 

و اجتماعی شمرد برای همین  قران به گونه ای روشن  دیتور می دهد که پیامبر  به

 

مردم بگوید :

                              وامرت لاعدل بینکم (شوری آیه ۱۵)

 

                       من مامورم که عدالت را میان شما برقرار کنم 

 

 در جایی دیگر قران  ارزش را از آن رهبری می داند که خود بر صراط مستقیم  بوده و   

 

 پیوسته جامعه را به عدالت و دادگری دعوت کند چنانکه می فرماید :

 

    هل یستوی هو  و من  یامر بالعدل  و هو علی صراط مستقیم (نحل آیه ۷۶) 

 

  آیا آن کس  که  ابدا  مبدا خیری  نیست با آن کس که به دادگری  دستور می دهد و خود

 

 در راه راست گام بر می دارد یکی است ؟  

 

سر انجام قران بر می گردد همه مردم را به عدل و  داد دعوت می کند وسه صفت

 

عالی انسانی راکنار هم یادآور می شود  و می فرماید :

 

               ان الله یامر بالعدل  والاحسان  وایتاء ذی القربی (نحل آیه ۹۰)

 


               برگرفته شده از کتا ب منشور جاوید قران  اثر جعفرسبحانی

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 10:47 PM  توسط سمیرا وحدانی  |